به قلم : پروفسور سیدحسن امین ( مسوول هیات اجرایی جبهه ملی سامان ششم )

به اتفاق و اجماع وقایع نگاران و مورخان، جبهه ملی به زعامت جاویدنام دکتر محمد مصدق در آبان ماه ١٣٢٨ تاسیس شد، اما در این که این اتفاق مبارک دقیقا در کدام روز از این ماه رخ داده است – مانند تعیین شب قدر در ماه رمضان! – بین وقایع نگاران اختلاف است. منابع مختلف، بنیادگذاری جبهه ملی را به اختلاف در نوزدهم، بیست و یکم و حتی بیست و هشتم آبان ذکر کرده اند. دکتر باقر عاقلی در جلد یکم روز شمار تاریخ ایران، تاریخ بیست و یکم آبان را روز تاسیس جبهه ملی ثبت کرده است و أنچه مسلم است، گذاشتن نام ” جبهه ملی ” بر این تشکل سیاسی ماندگار را سید الشهدای ملیون دکتر سیدحسین فاطمی پیشنهاد کرده است.
داشتن یک تشکل سیاسی فراگیر ملی، آرمان دراز مدت همه رهبران سیاسی ایران بود. پس از شهریور ١٣٢٠ سید ضیا حزب اراده ملی، احمد قوام حزب دموکرات، و سرانجام دکتر مصدق جبهه ملی را به همین منظور تشکیل دادند. از حزب های سید ضیا و قوام که هر دو سیاستمداران درشت استخوان و‌ تاثیرگذار بودند، امروز اثری برجای نیست، ولی جبهه ملی به مثابه میراث معنوی مصدق بزرگ همچنان به رغم همه محدودیت های حاکمیت پابرجا و استوار مانده است.
فلسفه وجودی و تاسیس اساس جبهه ملی، هم افزایی و ایجاد وحدت رویه میان تشکل های سیاسی ملی معتقد به حفظ یکپارچگی سرزمینی و منافع ملی ایران بوده و است که به قول حافظ:
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان می توان گرفت
ایرانیان شوربختانه پیشینه درستی دایر به رفع اختلافات شخصی و جزیی به منظور نیل به اهداف بلند عمومی و کلی ندارند. به همین دلیل پس از قتل نادر شاه افشار، ایران از هم فروپاشید. پس از مرگ کریم خان زند در قلمرو محدودش و برآمدن آغامحمدخان قاجار در سطح وسیع ملی، دغدغه دولتمردان فهیم سلسله قاجار همچون عباس میرزا، قایم مقام و امیر کبیر، تشکیل دولت متحد متمرکز و برچیدن ملوک الطوایفی بود. به شهادت تاریخ، ایران در جنگ با روسیه نتوانست همه نیروی نظامی کشور را تجهیز کند و عملا اکثریت مردم ایران در استان های جنوبی و حتی مرکزی در جنگ مشارکتی نداشتند. در این فاصله شاید بر اثر همین فضای ناامن و نامنسجم، هیچ فیلسوف و متفکری در قامت میرداماد و ملاصدرا یا شاعر و نویسنده ای بزرگ در ایران تربیت نشد، اختراع و اکتشافی هم صورت نگرفت.
ایجاد فرهنگ ملی و تحریک حس وطن پرستی مستلزم گذار از سنت های قومی و قبیله ای به جهان مدرن و مترقی بود. در این راستا، بزرگترین خدمت امیرکبیر، صدر اعظم اصلاح طلب ناصرالدین شاه، تاسیس دارالفنون به عنوان نخستین دانشگاه صنعتی ( پلی تکنیک ) ایران در سال دویست و سی خورشیدی با سی دانشجو بود؛ استادان از اتریش و فرانسه دعوت شدند ولی پیش از افتتاح دارالفنون، امیر کبیر بر اثر توطیه های داخلی و خارجی، از کار برکنار و به فین کاشان تبعید شد و در نهایت در آنجا به قتل رسید.
ظرف مدت چهل سال، از دارالفنون نزدیک هزار شخصیت شاخص فارغ التحصیل شدند که در شکل گیری ایران نوین مشارکت داشتند.
ستون های محکم و بزرگان شاخص علم و هنر و سیاست ایران فارغ التحصیلان دارالفنون بودند؛ برای نمونه؛ کمال الملک پدر نقاشی مدرن، پروفسور علی قلی شمس پدر چشم پزشکی ایران؛ ذبیح الله صفا پدر تاریخ ادبیات ایران؛ محمد قریب پدر طب اطفال ایران؛ عبدالعظیم قریب پدر دستور زبان فارسی و نخبگانی همچون محمدعلی فروغی، مجتبی مینوی؛ عباس اقبال آشتیانی؛ محمد معین؛ صادق هدایت؛ قاسم غنی؛ شهریار و … از دانش آموختگان دارالفنون بودند. آن دانشگاه محدود عصر قاجار چنین اعجوبه هایی به ایران تقدیم کرد.
به همین ترتیب، پس از مشروطیت، تمرکز اداری و نظامی کشور مطمح نظر بود. این هدف مدتها با سیاست دولت استعماری انگلیس در تعارض بود و انگلیس گاهی با حمایت از شیخ خزعل و گاهی با بستن قراداد با بعضی روسای ایلات، یا تقسیم ایران به دو منطقه تحت نفوذ انگلیس و روس یا با طرح قرارداد ١٩١٩ وثوق الدوله، مانع تشکیل یک دولت متمرکز قوی در ایران بود. سرانجام با هراس از نفوذ کمونیسم در کودتای انگلیسی سوم اسفند، امکان برچیدن ملوک الطوایفی تحقق یافت و انگلیس در دولت سید ضیاء رسما قرارداد ١٩١٩ را کان لم یکن اعلام کرد و از ایجاد یک دولت قوی متمرکز در ایران تحت لوای رضاشاه پشتیبانی کرد.
رجال تربیت شده وحدت گرا و ملی اندیش همچون فروغی، داور ، تیمورتاش، فیروز، عدل، حکمت، غنی و …، هم برای رهایی از تشتت و تفرق ملت و پایان دادن به مدیریت خان خانی، با حکومت منسجم تمرکزگرای پهلوی همکاری کردند.دانشگاه تهران تاسیس ١٣١٣ از دستاوردهای مشارکت نخبگان ایرانی در مدیریت نظام اداری و فرهنگی رضا شاه بود. این دانشگاه، بزرگانی را تربیت کرد که امروزه روز ٨٧ سال تمام پس از بنیانگذاری، فارغ التحصیلان اثر گذارش در سایت رسمی ” دانش آموختگان شاخص دانشگاه تهران ” با افتخار به ترتیب الفبا رصد شده اند. در یک نگاه در صدر این سیاهه بلند بالا و غرور انگیز، انسان در همان حرف الف با شناخت این چهره ها در حوزه علوم انسانی و هنر، شگفت زده می شود: محمدعلی اسلامی ندوشن، حسین الهی قمشه ای، سیدحسن امین، قیصر امین پور، عزت الله انتظامی و به فاصله چند نفر ابراهیم باستانی پاریزی، سیمین دانشور، عبدالحسین زرین کوب و …
تمام این چهره ها به استثناء قیصر امین پور دانش آموختگان دانشگاه تهران در دوران پهلوی دوم اند. پس از شهریور ۱۳۲۰، یک شور و هیجان عمومی در میان جوانان آن روزگار برای ساختن ایران به وجود آمد. تاسیس احزاب سیاسی از جمله حزب ایران در ١٣٢٣ و بعد جبهه ملی در ١٣٢٨ بهترین شاهد این ادعاست. یک مطالعه در حوادث و خاطرات رهبران احزاب سیاسی مختلف از جمله دکتر محمد مصدق، اللهیار صالح، نورالدین کیانوری، مهندس بازرگان و … نشان می دهد که نوعی هم افزایی وهمکاری گروهی در جامعه ایران وجود داشته است.
شاهد صادق دیگر این اتحاد و‌ اتفاق، این است که به شهادت تاریخ، پس از انتقال سلطنت از قاجار به رضا شاه، تغییری چشمگیر در بهره گیری از مدیران دولتی، نخبگان و عقلای کشور صورت نگرفت و رضا شاه ( به دلیل نداشتن کادر بدیل تربیت شده آماده به خدمت دیگری و نیز نداشتن پشتوانه علمی و ریشه خانوادگی از بستگان خود ) از همان افراد، مدیران و نخبگان عصر قاجار برای اداره کشور استفاده کرد. چنین سیاستی را حتی پهلوی دوم نیز به کار گرفت و از دانشمندان و بزرگان آن دوران که به طریقی با خاندان قاجار نیز نسبتی داشته اند، استفاده نمود. به این ترتیب، نخبگان ایرانی با به دست گرفتن نظم درونی، دیوانی و ساختاری کشور، به رغم تغییر حکومت از قاجار به پهلوی به انجام خدمات خود در راه منافع ملی ادامه دادند. نمونه برجسته آن اعضای خاندان فرمانفرما، وزیر دفتر و مخبرالسلطنه هدایت اند.
به باور من امروز نیز مصالح دراز مدت و منافع کلان ملی حکم می کند که همه ایرانیان دست در دست هم نهیم و زیر چتر نهضتی پاک و آزموده همچون جبهه ملی بدون تشتت و تفرق در پیش بردن اهداف مشترک بکوشیم.‌ تفرقه و شکاف و انشقاق و اختلاف میان کسانی که در جبهه واحد برای پاسداری از منافع ملی گرد هم آمده اند، زیانبار است و بی گمان تنها به سود گروهی است که با اصل ایران دوستی و وطن پرستی و اصول دموکراسی و حقوق بشر مخالف اند.
من به عنوان کسی که چهل سال پیش کتاب خاطرات و تالمات دکتر مصدق را در لندن ( با همکاری دکتر همایون کاتوزیان ) ترجمه و از طریق انتشارات جبهه ملی خارج از کشور در لندن منتشر کرده است و نیز به عنوان مسوول هیات اجرایی جبهه ملی ( سامان ششم ) از همه ملیون استدعا می کنم در این شرایط بحرانی، با درایت و خویشتن داری، به انسجام درونی جبهه ملی بیشتر بیندیشند و از تفرقه و تشتت بپرهیزند.
سیدحسن امین