سروده : استاد جلال مهدیانی

سبزوار است و هفتم اذر
میوزد خوش نسیم همچو بهار

هرکه را بنگری بود شادان
سبز و شاداب ،گلشن وگلزار

خاندان امین به شوق و
شعف
اخرشب تمامشان بیدار

منتظر تا مسافری برسد
باعنایات قادر قهار

چون سپیده دمید و روشن شد
دست افشان شدند خردو کبار

دیده بگشود کودکی زیبا
روی دامان مام خوش رفتار

پدرش سیدعلینقی بزرگ
شهره درعلم و دانش و دیندار

که امین الشریعه داشت لقب
این لقب یافت از شه قاجار

شادمان گشت از تولد وی
گشت شاکر به درگه دادار

نام وی را حسن نهاد پدر
وه چه نام قشنگ گوهر وار

چون به شش سالگی قدم بنهاد
راه دانش ورا بشد هموار

حالیا شهره در جهان گشته
قلم از شرح ان فتد از کار
لقب پرفسور سزایش باد
باشد الحق سزای او بسیار

همه جا پر بود ز اثارش
گوهر اسا بود همه اثار

خواهم از کردگار بی همتا
عمراو بگذرد ز مرز هزار

عاشق خط و ربط اوست ( جلال)
عاشق ان ادیب نیک وقار

جلال مهدیانی کتابی با عنوان نقش نفیس با مقدمه پروفسور سید حسن امین چاپ چاپ و منتشر کرده است.