پنجشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۶

جناب دکتر بلخاری (ریاست محترم انجمن آثار و مفاخر فرهنگی) و جناب آقای دکتر احمد کتابی (عضو محترم هیأت علمی پژوهشگاه) از این بنده خواستند که مطلبی در حق زنده‌یاد استاد بدرالدین کتابی (وفات نهم مرداد ۱۳۶۶) بر قلم آرم. این مقاله مختصر را از این باب می‌نویسم.
اول از همه، من شرح حال و مراتب کمال زنده‌یاد بدرالدین کتابی را از چندین نفر از شاگردان ایشان شنیده‌ام که در رأس آن عزیزان، دوست پیشکسوت و از دست رفته ما زنده‌نام استاد عبدالعلی ادیب برومند بود. ادیب برومند دوره دانش‌آموزی‌اش را در اصفهان اول در دبیرستان فرهنگ و بعد در دبیرستان صارمیه گذرانده بود. در این مدرسه اخیر و در سال ششم ادبی بود که به فیض شاگردی استاد کتابی رسیده بود و همیشه از او به خیر یاد می کرد. ادیب برومند همچنین در یادنامه آن مرحوم که به عنوان مؤخره«مجموعه مقالات استاد کتابی» با مقدمه استاد دکتر محمد خوانساری که ایشان هم از شاگردان مرحوم کتابی در دانشسرای مقدماتی بوده‌اند، نوشته است:
«من در سال ۱۳۲۰ و ۱۳۲۱ هنگامی که در دبیرستان صارمیه اصفهان مشغول تحصیل بودم، افتخار شاگردی آن مرحوم را در کلاس ششم ادبی داشتم که فلسفه شرق را تدریس می کرد و با اطلاعات جامع خود شاگردان را از سرچشمه فضل و دانش خود سیراب می‌نمود. وی در سر کلاس با خلق و خویی خوش حضور می‌یافت و با احترام و تواضع با متعلمان روبرو می‌شد و در پاسخگویی به پرسش‌های آنان با گشاده‌رویی برخورد می‌کرد. (بخش «یادنامه» در «مجموعه مقالات بدرالدین کتابی»، تهران، انتشارات نوین، ۱۳۶۸، ص ۴۳۴)
این مطلب را ادیب برومند در اسفند ۱۳۶۷ نوشته است؛ یعنی زمانی که خود او دیگر استاد مبرز و شناخته شده‌ای در شعر و ادب بوده است و دوره‌ دانشکده حقوق را هم در فاصله سال‌های ۱۳۲۱-۱۳۲۴ طی کرده و به محضر استادان بزرگی (امثال دکتر سید حسن امامی، آقا محمد سنگلجی، میرزا محمود شهابی، سید محمد مشکوه و…) رسیده است که استاد خود بنده هم بوده‌اند.
اعتبار هر استاد و معلمی به حقیقت مرتبط با اعتبار شاگردان و دانشجویانی است که تربیت کرده و به جامعه تحویل داده است. ادیب برومند از استاد و مشوق خودش یعنی استاد کتابی مشهورتر و نامدارتر شد، اما حق شاگردی را به جای آورد و او را ستود.
استادان عموماً دو طبقه هستند؛ عده‌ای که بیشتر به پژوهش و تحقیق و تألیف و تصنیف روی می‌آورند و عده‌ای که در تربیت شاگردان(یعنی استادان نسل بعد)بیشتر می‌کوشند و دانش خود را به دیگران تحویل می‌دهند. برای مثال، در طبقه استادان فلسفه معاصر، بنده خودم افتخار تلمذ نزد چندین استاد را داشته‌ام که در رأس آنها علامه حسن زاده آملی و آیت الله آقارضی شیرازی‌اند.علامه حسن زاده آملی که بنده نزد ایشان بخشی از اسفار ملاصدرا را شاگردی کردم، بیشتر اهل تألیف و تصنیف اند و آیت الله آقارضی شیرازی که بنده نزد ایشان شواهد الرّبوبیّه ملاصدرا را خواندم، بیشتر اهل تدریس٫
هر دو گروه از استادان بر جامعه، حق مسلمی دارند؛ اما استادانی که مخصوصاً به طریق سنتی با متعلمان خود رابطه استاد و شاگردی پیدا می‌کنند و در تربیت و پرورش شاگردان و انتقال علوم و معارف و اخلاق و آداب به ایشان واقعاً مؤثر باشند، کماً و کیفاً روی به افول دارند.
به اصطلاح قدما، به «طبقات» سابق از علما و فضلا و ادبا که می‌نگرم، می بینم که استاد بدیع‌الزمان فروزانفر، تربیت شده مرحوم ادیب نیشابوری است. یا همین استاد ما علامه حسن‌زاده مربای استاد ابوالحسن شعرانی و استاد دیگر ما آیت‌الله شیرازی شاگرد آیت‌الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی بوده‌اند. ادیب برومند هم تربیت شده استاد بدرالدین کتابی بود. چون ندیدم و نشنیدم که خیلی از تأثیر دیگر استادانش(از جمله استادان مشترکمان در دانشکده حقوق) بر خودش صحبت کند. این اخلاص در تعلیم و ایجاد فضای صمیمیت در رابطه بین استاد و شاگرد دیگر در فضای امروز دانشگاه‌ها و دبیرستان‌ها خیلی کمرنگ شده است.
باعنایت به این که استادان و دانشوران دیگر از استاد کتابی به کمال سخن گفته‌اند و آنان بیش و پیش از من به مراتب کمالات علمی و اخلاقی آن بزرگوار آشنایی دارند، بنده بی مناسبت نمی‌دانم که دنباله کلام را به شرح حال ادیب برومند که شاگرد مبرز مرحوم کتابی بود، اختصاص دهم تا سخنم را که با براعت استهلال از او شروع کرده بودم در اینجا با حسن ختام به او پایان دهم.
استاد عبدالعلی ادیب برومند در ۲۱ خرداد ۱۳۰۳ درگز برخوار اصفهان متولد شد و در بیست‌و سوم اسفند ۱۳۹۵ در تهران از جهان درگذشت. بنده او را درست پنجاه سال از نزدیک می‌شناختم و از جهت ادبی و اجتماعی با او مراودات نزدیک داشتم. آخرین ملاقات ما فقط سه روز پیش از فوت او یعنی جمعه شب بیستم اسفند ۱۳۹۵ در ملازمت دوست قدیم صمیم دانشمندم منوچهر صدوقی سها اتفاق افتاد. و بنده شرح آن دیدار پایانی را در روزنامه اطلاعات نوشته ام. 
ادیب برومند تحصیلات منظمی داشت. در هیجده سالگی از دبیرستان صارمیه اصفهان (با استفاده از محضر معلمان پیشکسوت و دانشمندی چون بدرالدین کتابی) دیپلم ادبی گرفت. بلافاصله وارد دانشکده حقوق شد و در ۱۳۲۴ دانشنامه لیسانس حقوق قضایی گرفت. بعد از آن با کارآموزی نزد شریعت زاده که با قوام السلطنه مربوط بود، پروانه وکالت گرفت و با این که سرمایه و میراثی از پدر خود جز نام نیک خانوادگی به او نرسیده بود، خودش از طریق وکالت دادگستری و نیز شناسایی، خرید و فروش آثار فرهنگی و صنایع مستظرفه ثروتی به کمال اندوخت. او هرچه داشت، در این زمینه سرمایه‌گذاری می‌کرد. احمد شاهد که در آن ایام کارمند وزارت فرهنگ و هنر بود، مقادیر زیادی نسخه‌های خطی و قلمدان و اشیاء نفیس دیگر را به هنگام مأموریت در شهرستان‌ها شناسایی و خریداری می‌کرد و بعضی از آنها را به علاقه‌مندان می‌فروخت که در راس آنان، ادیب برومند بود.
این اشتغال سودمند از دو رهگذر برای ادیب برومند مفید واقع شد. اول این که او را هنرشناسی آگاه و کارشناس کرد. دوم آن که این استغنای مالی او را در این دنیای مادی وانفسا بسیار کارساز شد و از نشستن بر در ارباب بی مروت دنیا بی نیاز کرد و مخصوصاً توانست سخاوتمندانه خانه‌ خود را پایگاه و محل برگزاری جلسات ارزشمندی در جهت خدمت به جامعه قرار دهد که بحثی جدا از مقاله حاضر می‌طلبد. 
در اینجا فقط به ذکر آثار منظوم و منثور آن مرحوم که لابد در بخشی متاثر از تعلیمات استاد کتابی است، اکتفا می‌کنم.از ادیب برومند دوازده دفتر شعر و چهارده کتاب پژوهشی به چاپ رسیده است به شرح زیر:
دفتر اشعار
۱ـ ناله های وطن ۲ـ افکار امروز۳ـ روزگار دژم (اپرت) ۴ـ گل‌های موسمی ۵ـ پیام آزادی ۶ـ سرود رهایی ۷ـ حاصل هستی ۸ـ مثنوی اصفهان ۹ـ راز پرواز ۱۰ـ پژواک ادب ۱۱ـ درد آشنا ۱۲ـ مجموعه اشعار در دو جلد
آثار پژوهشی و تألیفی
۱ـ تصحیح غزلیات حافظ
۲ـ تصحیح خردنامه از ابوالفضل یوسف بن علی مستوفی
۳ـ تصحیح داستان سیاوش
۴ـ تصحیح داستان رستم و اسفندیار
۵ـ تصحیح تذکره «خلاصه الاشعار و زبده الافکار» میرتقی الدین کاشانی (بخش کاشان)
۶ـ تصحیح تذکره «خلاصه الاشعار و زبده الافکار» میرتقی الدین کاشانی (بخش اصفهان)
۷ـ تصحیح تذکره «خلاصه الاشعار و زبده الافکار» میرتقی الدین کاشانی (بخش خراسان)
۸ـ ترجمه کلمات قصار حضرت علی (ع)
۹ـ هنر قلمدان
۱۰ـ طراز سخن
۱۱ـ فراز سخن
۱۲ـ یادمانده‌ها (از کودکی تا سال ۱۳۳۳)
۱۳ـ نگارستان ادیب
۱۴ـ به پیشگاه فردوسی