دوست بر دوست رفت ، یار بر یار. حسین آهی یکی از بهترین انسان های ایرانی که بیش از پنجاه سال او را می شناختم، از این دنیا و رنجهایش رها شد. مردی بی نظیر. کان سخا و ایثار و روح مجسم صفا و وفا. از وقتی می شناختمش که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود و تحت تاًثیر پدرش ابن آهی تخلص و از اشعار پدرش استقبال می کرد و می گفت: ابن آهی خوش به استقبال آهی رفته ای‌‌.
در شعر و ادب ، تاریخ و سیر، سمعیات و عقلیات، فقه و حدیث، ملل و نحل، الهیات و اجتماعیات و خلاصه ایران شناسی و اسلام شناسی یلی بود. اما مهم تر از همه اینها، در آزادگی و استبداد ستیزی، شجاعت ادبی و صراحت لهحه، بی اعتنایی به دنیا و ارباب بی مروت آن و در عین حال تواضع و خدمت به محرومان و مظلومان، نظیر نداشت. وقتی جمهوری اسلامی در دولت خاتمی مرا ممنوع الخروج کرد او تنها کسی بود که بی پروا به حمایت من برخاست و به خط خود در دفاع من به مقامات رسمی نامه نویسی کرد که البته کارساز نشد. او برای من بسیار عزیز بود. به خواست او بر دیوان شعر پدرش در حیات پدرش مقدمه و تقریظ نوشتم و در مرگ پدرش خطاب به او رثاییه یی ساختم و…
می دانم که روح پاکش راضی نیست بیشتر از او بنویسم. از همه مهمتر خودم نمی خواهم مراتب ارادتم را به او دستمایه اعتبار خودم کنم و از چون اویی و شخصیت استثنایی او چیزی بنویسم که در حاشیه خودم را مطرح کنم. همین قدر می گویم که در مرگ او گریستم و بی ریا برایش در حالی که اشکم جاری بود و تنم میلرزید ، در خلوت خودم برای آرامش روحش دعا کردم.

دوست من روحت شاد.

فان افتقادی آهیا بعد والدی. دلیل علی ان لا یدوم خلیل

پرفسور سید حسن امین