خانم ترانه سرای جوانی برای اولین بار با من تلفنی صحبت کرد. نام خانوادگیش عرب بود. یک مرتبه از باب تداعی معانی مطلبی به ذهنم رسید که آقائی نوشته بود: کسانی که سید هستند همه عرب هستند و باید گورشان را گم کنند و به عربستان برگردند.

باز به یادم افتاد در طول زندگیم دهها دوست داشتم که نام خانوادگیشان عرب، عربی، عربشاهی، عرب پور، اعرابی و … بوده است. در همین هفته گذشته به سفر سرعین و اردبیل رفتم و یکی از راهنمایان سفرم آقایی به نام احسان عربی بود. آیا واقعا خرد جمعی حکم می کند که این تعداد ایرانیان وطن دوست تنها به گناه آن که چنین نام خانوادگی دارند باید از حق شهروندی محروم باشند!

افراط و تفریط هر دو بد است. ما که به حقوق بشر باورمند و پایبند هستیم باید هر گونه تبعیض نژادی، قومی و دینی و جنسیتی را برنتابیم.

چند سال پیش هم یک روز جمعه در منزل دکتر حسین مهدوی ( پسر امین الضرب) مهمان بودم یکی از مدیران قددیمی سازمان برنامه و بودجه از اینکه عنوان سید در آغاز نام خود به کار می برم انتقاد کرد! و صادقانه گفت اگر به تبار نبوی خود معتقد هستید بهتر است به همان مکه و مدینه شهر اجدادیتان برگردید. احساسات غریبی داریم. گمان کنم ایرانیان برای حل همین مشکلات بود که ازدواج امام حسین و شهربانو را دختر یزدگرد را بزرگ کردند. تا تلفیق و تلطیفی در احساسات خود ایجاد کنند.