(سید) ماست این بهار امید !
که دهد مژده ها ز روز سپید !
(سید) ماست این مه بیدار !
که بزرگ است و همدمی دلدار !
این نکو (سید) ی که یار ماست !
مهربان است و در جهان بی تاست !
(سیدی) پاک جان و دانشمند !
رهسپار است و بر لبش لبخند !
(سیدی) همچو کوه پا بر جا !
دلنشین و دلاور و دریا !
*
۲- (حسن) !
(حسن) است این که مرد میدان
است !
سرفراز است و یار جانان است !
(حسن) خوش سخن به دانایی !
هست آیینه دار بینایی !
(حسن) این خوبیش همه پیدا !
یار پاکی است یاور دل ها !
(حسن) پاکباز نام آور !
هر زمان است از همه برتر !
تا (حسن) هست شاه دانش ها !
دانشش می کند جهان زیبا !
*
۳- (امین) !
*
چون (امین) است زنده دل استاد !
هر دم از او کند دل ما یاد !
این (امین) (سید) (حسن) کردار !
همنشین است با دم دادار !
با (امین) این همای آزادی !
می کند جان هر کسی شادی !
سوسن و سرو و یاس بستان است !
این (امینی) که پاک پیمان است !
با (امین) چون شود دلت همراه !
می شوی مهر و روشنای ماه !